کیا پیکانتو یا میتسوبیشی میراژ – رقابت میان کوچولوهای آسیایی

مقدمه

هاچ بک های ریزنقش شهری یک راه کار عالی برای مبارزه با ترافیک و آلودگی هوا هستند و با قدرت مانور بالا در شهرهای شلوغ و نیاز به سوخت کم و جای پارک کوچک میتوانند یار مناسبی برای شهرنشین ها باشند. اما متاسفانه در کشور ما بالا بودن تعرفه گمرک و پایین بودن قیمت سوخت، باعث شده که خرید اینجور ماشین ها توجیه اقتصادی چندانی نداشته باشد. ولی به هر حال این سبک اتومبیل حتی در شرایط ویژه کشور ما هم طرفداران خاص خودش دارد. مثلا افرادی که در کنار ماشین شاسی بلند غول پیکرشان به دنبال یک ماشین شهری خوش دست هستند “و البته خداروشکر آنقدر درآمد دارند که نگران خواب پول و افت قیمت و هزینه بیمه و.. یک ماشین دم دستی ۱۰۰ میلیونی نباشند!” و یا کسانی “بخصوص خانم ها” که سفرهایشان را با وسایل نقلیه عمومی انجام میدهند و از ماشین فقط استفاده درون شهری دارند میتوانند از داشتن این قبیل خودروها لذت ببرند.
پس اگر جز این افراد هستید این مقاله خودرو بانک را از دست ندهید زیرا امروز خیال داریم دو تا از هاچ بک های کوچک و دوست داشتنی بازار داخل یعنی کیا پیکانتو و میتسوبیشی میراژ را مورد بررسی و مقایسه قرار دهیم تا ببینیم کدامشان انتخاب بهتری خواهد بود. لطفاً مثل همیشه با خودروبانک همراه باشید.

طراحی ظاهری

اگر عاشق ماشین های قلچماق یا پر ابهت هستید همین الان دور بزنید و برگردید چون اینجا هیچ چیز جذابی برای شما وجود ندارد. اما اگر دنیای جالب و متفاوت ماشین های کوچک را درک میکنید “که البته درک اینها مثل درک احساسات یک زن، کار سختی است!” میتوانم به شما خوشآمد بگویم. ابتدا نگاهی به پیکانتو بیندازیم. راستش را بخواهید برایم کمی عجیب است که این محصول با اینکه هیچ قطعه خوشگلی ندارد پس چطور ترکیبش اینقدر جذاب از آب درآمده؟! در واقع این محصول کیا نه چشمان کشیده ای دارد، نه گونه های برجسته ای و نه حتی قد و هیکلی! اما با این حال قیافه فانتزی و جالبش نظر هر بیننده ای را به خود جلب مینماید. شاید هارمونی خطوط باعث این جذابیت شده و شاید هم قیافه تخسش این ماشین را تبدیل به یک محصول دوست داشتنی نموده. بگذریم؛ از نکات جالب توجه در طراحی پیکانتو میتوان به جلو پنجره کوچک و ورودی هوای بزرگ سپر اشاره کرد که حالتی اسپرت به این ماشین بخشیده اند و فرم خاص چراغهای عقبی نیز این حس را در ما تداعی میکنند که انگار با ماکت سایز کوچک یک کراس اوور روبرو شده ایم. خطوط کناری بدنه و شکل و شمایل رینگ ها نیز ضمن هماهنگی با سایر قسمت ها توانسته اند نیم رخ پیکانتو را هم مثل سایر قسمت هایش جذاب نشان بدهند.

حال نوبت میراژ است. ماشینی که در مدل قبلی صورت غمگین و کسالت آوری داشت و توجهات چندانی را به خود جلب نمینمود. اما میتسوبیشی با چند تغییر توانسته چهره فرزند کوچکش را حسابی ارتقاء دهد و حالا باید اعتراف کرد که میراژ یک ماشین جذاب و خوش قیافه است. در واقع با مقایسه میراژ جدید و قدیم میتوانیم به معجزه جراحی زیبایی پی ببریم زیرا چند عمل روی بینی، فک و پیشانی این دختر خانم ژاپنی توانسته صورت بینهایت معمولی نسل قبلی را به چهره ای دلربا و خواستنی تبدیل کند. “این فیس لیفت آدم را یاد تیپ و آرایش ساده ترم اولی ها می اندازد که ناگهان در ترم ۴ از این رو به آن رو میشدند!” اما به غیر از قسمت دماغه تغییرات در سایر قسمت ها بسیار محدود بوده و به جزئیاتی مثل گرافیک داخلی چراغهای عقب و طراحی جدید رینگ ها و مواردی از این دست خلاصه می گردد. البته قبول دارم که مشکل اصلی میراژ همان دماغه اش بود که بر طرف شده اما جا داشت که در سایر زوایا نیز کار بیشتری صورت گیرد. به هر حال وجود خطوط کناری و بالچه انتهایی توانسته اند تا حدودی حس و حال جذابیت را به این قسمت های ماشین هم تزریق نمایند.
در یک جمع بندی کلی باید بگویم که از طراحی هر دو ماشین راضی بودیم و از هماهنگی میان اجزائشان لذت بردیم. پس دیگر میماند سلیقه شخصی شما که کدام را بیشتر بپسندد. فقط این را داخل پرانتز بگوئیم که اگر امروز جدیدترین نسل پیکانتو اینجا حضور داشت میتوانست با چهره خشن و جذابش به راحتی برنده قسمت طراحی شود.

 

طراحی داخلی

ابتدا داخل پیکانتو مینشینم. قبل از هر چیز باید بگویم که فضاسازی محصول کیا با توجه به ابعاد اتومبیل خیلی خوب صورت گرفته و به نسبت انتظاری که با دیدن ابعاد خارجی داشتیم با جای بیشتری در داخل کابین روبرو شدیم. کیفیت متریال هم هر چند خیلی معمولی و در سطح اقتصادی است اما با توجه به طراحی مناسب داشبورد این مسئله خیلی به چشم نمی آید. ضمناً کیا با استفاده از خطوط زاویه دار توانسته هماهنگی خوبی میان داخل و بیرون بدنه ایجاد نماید. البته این را هم بگویم که ماشینهای امروز ما به نوعی ارزانترین های برند خود هستند و ما هم باید از این دید و با ارفاق به این خودروها نگاه کنیم اما به هر حال قیمت های غیر منطقی مختص کشورمان کمی قضیه را سخت و پیچیده نموده. خوب پس در یک جمع بندی کلی میتوانیم از کابین پیکانتو راضی باشیم.

اما راستش را بخواهید میتسوبیشی با طراحی ساده اش نتوانسته به خوبی کیا، ارزان قیمت بودن مواد بکار رفته در داشبورد را پنهان کند. هرچند همه ما به کیفیت باطنی و ماندگاری فوق العاده ماشین های ژاپنی “از جمله همین میتسوبیشی” واقف هستیم و چه بسا میراژ هم در بحث ماندگاری، عملکرد بهتری در طولانی مدت داشته باشد اما فعلاً که در ظاهر اوضاع محصول کیا بهتر به نظر میرسد. حال اگر بخواهیم به نکات مثبت میراژ هم بپردازیم میتوانیم به استفاده مناسب و بهینه از فضای محدود پیش رو که با ارگونومی قابل قبولی از ما میزبانی میکند اشاره کنیم. در حقیقت فضای داخلی هر دو اتومبیل برای یک خانواده کم جمعیت و جوان کافی هستند و این دو حتی از برخی ماشین های به اصطلاح سدان “مثل ۲۰۶ SD ” جای پای بیشتری در اختیار سرنشینان پشتی قرار میدهند. اما میراژ با توجه به ابعاد بزرگتر و فاصله محورهای بیشتر اندکی جادار تر از رقیب امروزش است.
راستی تا یادم نرفته به این مورد هم اشاره کنم که اوضاع صندوق عقب هیچ کدامشان تعریفی ندارد و فقط میتوانید برای خرید های روزانه، روی صندوق این دو حساب باز کنید! البته با توجه به اینکه بسیاری از مشتریان این ماشین ها مجرد هستند یا حداقل هنوز فرزندی ندارند میتوانند با خواباندن صندلی های پشتی و استفاده از فضای آن کارشان را راه بیندازند.

امکانات

میراژ جدید از نظر سطح آپشن وضعیت به مراتب بهتری نسبت به نسل قبلی خود پیدا کرده و با گزینه هایی از قبیل گرمکن صندلی های جلو، کروز کنترل، سیستم ورود و استارت بدون کلید، بلوتوث، دوربین دنده عقب بهمراه نمایشگر روی آینه، کامپیوتر سفری، ۶ عدد کیسه هوا، سیستم های ترمز و پایداری ABS، EBD، ASC ، سنسورهای نور و باران و چراغهای زنون و.. شرایط قابل قبولی دارد.

اما در طرف دیگر فول ترین پیکانتوهای وارد شده حتی از این هم کامل ترند و با گزینه هایی مثل سانروف برقی، سیستم تهویه مطبوع اتوماتیک، کامپیوتر سفری، آینه های جانبی تاشو برقی، آینه وسط الکتروکرومیک، کروز کنترل، بلوتوث، ایربگ های جلو، جانبی، پرده ای، سیستم ورود و استارت بدون کلید، سنسور باران، گرمکن صندلی های جلو و فرمان، سیستم های ترمز و پایداری ABS، EBD، VSM، ESC و بسیاری موارد دیگر مشتری را راضی نگاه میدارند.

ایمنی

دریافت ستاره های کامل ایمنی برای ماشین های کوچک کار سختی است زیرا در اینجور خودروها قطعات ظریف تر هستند و سرنشینان به محیط بیرون نزدیکترند. در نتیجه برای ایمن سازی این گونه محصولات مهندسی دقیق تری لازم است. میهمانان امروزمان هم با اینکه نتوانسته اند هر ۵ ستاره موسسه Euro-NCAP را بدست آورند اما با ۴ ستاره، تا حدود زیادی خیالمان را از بابت امنیت آسوده نمودند.

پیشرانه و توانایی های حرکتی

خوب قرار است که ماشین های امروز ما همراهان کم استهلاک و کم مصرف شهری برایمان باشند، پس نباید توقع داشته باشیم که زیر کاپوت های کوچکشان دو هیولا خفته باشد! برای پیکانتو یک پیشرانه ۴ سیلندر نقلی ۱٫۲۵ لیتری در نظر گرفته شده که قادر است ۸۵ اسب بخار قدرت و ۱۲۱ نیوتن متر گشتاور تولید نماید که برای این جثه کوچک و کاربرد مورد انتظار کافی به نظر میرسد.

اما میتسوبیشی صرفه جویی را از این هم شدیدتر کرده و با یک انجین ۳ سیلندر ۱٫۲ لیتری نماینده اش را به میدان فرستاده است. این موتور با ۷۹ اسب قدرت و ۱۰۰ نیوتن متر گشتاور همه جوره ضعیف تر از پیکانتو نشان میدهد اما با این حال با توجه به وزن سبک تر میراژ و بازدهی عالی که قبلاً در سایر محصولات میتسوبیشی شاهد بوده ایم میتوانیم امیدوار باشیم که در این محصول نیز علیرغم این اعداد ضعیف با تنبلی اعصاب خورد کنی مواجه نشویم. صحبت بیشتر در این خصوص را در بخش بعدی یعنی تجربه رانندگی ادامه خواهیم داد و اکنون بهتر است نگاهی به جدول اعداد اعلامی این دو فسقلی دیفرانسیل جلو بیندازیم.

مدل کیا پیکانتو  میتسوبیشی میراژ
 پیشرانه  ۴ سیلندر ۱۶ سوپاپ  ۳ سیلندر ۱۲ سوپاپ
 حجم موتور  ۱۲۴۸ سی سی  ۱۱۹۳ سی سی
 حداکثر قدرت  ۸۵ اسب بخار در دور ۶۰۰۰  ۷۹ اسب بخار در دور ۶۰۰۰
 حداکثر گشتاور  ۱۲۱ نیوتن متر در دور ۴۰۰۰  ۱۰۰ نیوتن متر در دور ۴۰۰۰
 گیربکس  ۴ سرعته اتوماتیک  ضریب متغیر CVT
 شتاب ۰ تا ۱۰۰  ۱۲٫۹ ثانیه  ۱۳٫۸ ثانیه
 حداکثر سرعت  ۱۶۰ کیلومتر در ساعت  ۱۷۰ کیلومتر در ساعت
 مصرف سوخت ترکیبی  ۵٫۳ لیتر  ۴٫۶ لیتر
 وزن  ۱۰۳۵ کیلوگرم  ۸۹۰ کیلوگرم

تجربه رانندگی

و اما رانندگی؛ با نشستن پشت فرمان هر دو خودرو حس میکنید که محیط اطراف تحت تسلط کامل شما قرار دارد. نه اینکه فقط دید به اطرافشان عالی باشد، خیر! شاید حتی در برخی قسمت ها نقاط کوری هم دیده شود اما ابعادشان به قدری کوچک و اصطلاحاً توی دست است که هیچ مشکلی از بابت کنترل آنها نخواهید داشت. از نظر ارگونومی و راحتی کار با ادوات هم از شرایط هر دو خودرو راضی بودم و همینکه توانستم خیلی زود به کابین ماشین ها عادت کنم حس خوبی به من داد. فرمان هر دو نیز بسیار نرم و روان است و بخصوص برای میراژ که مجهز به سیستم برقی است به راحتی هر چه تمام زیر دست میچرخد.

در مورد شتاب من همیشه گفته ام که حتی افرادی که اهل سرعت نیستند هم به شتاب کافی نیاز دارند زیرا این قضیه در هنگام سبقت گیری و سربالایی های جاده ای میتواند به عنوان یک فاکتور ایمنی عمل نماید. اما حالا که قرار نیست زیاد از شهر خارج شویم، پس قدرت این ماشین ها به چه دردی میخورد؟! خوب شاید اینجا بحث شتاب چندان مهم نباشد اما وقتی بخواهید در یک سربالایی شدید با کولر روشن حرکت کنید قطعاً به قدرت و کشش موتور نیاز خواهید داشت و ضمناً کندی بیش از حد میتواند تحت هر شرایطی اعصاب خورد کن باشد. اما خوشبختانه هر دو میهمان امروز ما از نظر نسبت قدرت و گشتاور به وزن، شرایط قابل قبول یا بهتر است بگوئیم قابل تحملی دارند.

در شروع حرکت قدرت بیشتر موتور پیکانتو ماشین را کمی تیز تر نشان میدهد و در طرف مقابل گیربکس CVT میراژ برای لحظاتی شما را نا امید خواهد کرد. اما اگر به گیربکس های ضریب متغیر عادت داشته باشید از این قضیه تعجب نخواهید کرد و میدانید که پس از مدت کوتاهی مشکل بر طرف میشود. در مورد محصول میتسوبیشی هم همین اتفاق افتاد و پس از شروع کند اولیه واکنش ها به پدال گاز بهبود یافت. البته ممکن است با در نظر گرفتن قیمت ماشین ها بگوئید که اینها اتومبیل های کندی به نسبت رقبا هستند که خوب حق هم با شماست اما اگر حجم پیشرانه را در نظر بگیرید و آن را با ماشین های قدیمی داخلی مقایسه کنید به راندمان مناسب اینها پی خواهید برد.
در مورد مصرف سوخت که اتفاقاً برای این رده، فاکتور مهمی به حساب می آید شرایط هر دو خودرو وابستگی شدیدی به رفتار راننده و مسیر دارد. در واقع بدلیل پایین بودن حجم موتور در صورت رانندگی با حوصله در مسیرهای مسطح مصرفی بسیار پائین تر از یک ماشین قدرتمند را تجربه خواهید کرد اما اگر بخواهید با این خودروها مدام شتابگیری کنید اوضاع به شدت تغییر میکند. اجازه بدهید منظورم را با یک مثال بیان کنم. مثلاً یک سراتو ۲ لیتری برای رسیدن به شتاب ۱۳ یا ۱۴ ثانیه نیازی به استفاده از تمام توان خود ندارد و میتواند این کار را بدون فشار به پیشرانه و به نرمی انجام دهد اما پیکانتو و میراژ برای دستیابی به همچین شتابی مجبورند انجین را در حداکثر پرفورمنس قرار دهند که این عمل مصرفشان را خیلی بالاتر از اعداد اعلامی خواهد برد. پس کم مصرف شدن ماشین های شهری شما خیلی به رفتار خودتان بستگی دارد و با اینکه رسیدن به اعداد کمپانی غیر ممکن به نظر میرسد اما با رانندگی صحیح میتوانید به راحتی مصرفتان را زیر عدد ۷ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر “در شرایط ترکیبی” نگاه دارید. ضمناً میراژ با توجه به موتور کوچک تر، وزن سبک تر و گیربکس اقتصادی CVT مقداری کم مصرف تر از پیکانتو ظاهر میشود.
در مورد کیفیت سواری هم وضعیت هر دو اتومبیل به نسبت توقعی که از این کلاس میرود قابل قبول است.

البته پیکانتو تا حدودی سواری خشک تری داشت که در عوض این قضیه به پایداری بهترش منجر شده. ضمناً یک نکته منفی در مورد هر دو ماشین وجود دارد و آن نفوذ صدا به داخل کابین است. هرچند این مشکل فقط در سرعت های بالاتر احساس میشود اما به هر حال در این شرایط صدای موتور میراژ بیشتر از پیکانتو و طرف مقابل صدای باد در محصول کیا بیشتر از میراژ به گوش سرنشینان میرسد. در خصوص ترمزها نیز باید بگوئیم که اگر واقعاً دنبال استفاده عادی و شهری باشید مشکلی با آنها نخواهید داشت اما اگر هوس رانندگی هیجانی به سرتان زد باید بدانید که ترمزهای این دو عملکرد متوسطی دارند. پایداریشان هم تا همان حد و حدود شهری یا نهایتاً سرعت های مجاز بیرون شهری مناسب است و اگر عقربه کیلومتر شمار را زیادی بالا نبرید میتوانید از فرمان دادن با آنها “علی الخصوص محصول کیا” لذت ببرید اما خوب طبیعی است که ماشین هایی در این ابعاد و وزن در سرعت های بالا با حس سبکی مواجه میشوند.

سخن پایانی

راستش را بخواهید من خودم همواره طرفدار ماشین های بزرگتر و خشن تر بوده ام و همیشه تصور میکردم که این ماشین های ظریف فقط گزینه های فانتزی مناسب برای خانم ها میباشند. اما بعد از بررسی باید اعتراف کنم که در موردشان کمی زود قضاوت کرده بودم. حالا به نظرم این خودروها شبیه به کفش های پیاده روی هستند که فارغ از جنسیت، رفت و آمدهای شهری را برای همه آسان مینمایند و حس سبکی و راحتی را به مالکانشان هدیه میدهند.

البته با تمامی این صحبت ها هنوز هم سر حرفی که در ابتدای مقاله زدم هستم و معتقدم این قبیل ماشین ها برای شرایط خاص کشور ما “خودرو گران و سوخت ارزان” توجیه اقتصادی ندارند. اما در هر صورت اگر جز همان افرادی که در مقدمه اشاره شد هستید و میخواهید این سبک ماشین را خریداری نمایید باید بگویم که هر دو خودرو امروز ما با استفاده بهینه از فضا، قدرت مانور عالی در شهر، مصرف سوخت مناسب و ایمنی مطلوب میتوانند انتخاب مناسبی برایتان باشند. البته با خرید اینها باید با مشکلاتی مثل صندوق بسیار کوچک، شتاب خیلی معمولی و قابلیت های بیرون شهری محدود هم کنار بیائید. در مورد مقایسه هم باید بگویم که با توجه به نزدیک بودن شرایط دو اتومبیل احتمالاً از روی ظاهر و سلیقه شخصی تصمیم گیری خواهید کرد اما اگر قابلیت های حرکتی اندکی بهتر و آپشن های کامل تر از اولویت های شما هستند میتوانید به پیکانتو بیاندیشید و اگر مصرف سوخت کمتر و کابین قدری راحت تر برایتان مهمتر است، میراژ انتخاب شایسته تری برای شما خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *